هیچ فکر نمی کردم
به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم
دیگر کسی به سراغم نیاید
قلبم شتابان می زند
شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام
و من تنهایی ِخود را در آغوش میکشم
تنها ماندم . . .
از کوه پایین می آیی
کوزه در آب می زنی
و من پایین رودخانه منتظرم
آب تصویری از تو
را با خود بیاورد.
علیرضا نوری همدانی
وقتی می رسی
رفتگر جارویم کرده است
برگ ها وقت ریختن
منتظر نمی مانند.
کیوان مهرگان
جای صندلی ها را عوض می کنی
جای شمعدانی ها
گلدان ها ...
و برای من
تنها به اندازه یک آغوش از یاد رفته
جا می گذاری...
از فردوسی تا فردوسی پور چند گل عقبیم؟
گلسرخی شاعر بود
آنقدر کف زدیم تا اعدام شد
گل آقا طنز می نوشت
آنقدر سوت زدیم تا دق کرد
تماشاگران عزیز! نه کف بزنید، نه سوت
اگر کارتون دوست دارید
لطفا کانال خود را عوض کنید
من یکی شنا بلد نیستم
هرچند طرفدار تیم ملوانم!
اکبر اکسیر
پرواز کنسل شد
یوسف به کنعان ماند
عشق زلیخا خود به خود ول شد.
سیدعلی میرافضلی
از وقتی لباس لیاقت پوشیده، توی رخت خودش نیست.
عباس گلکار ــ کاریکلماتور

در دامنه ها، ذهنی روشن دارند...
و چه ساده ست حساب دنیا
یک نارنج به علاوه یک مشت خاک و نهر آب
با درخت و سایه اش،
می شود حاصل:
آفتاب عالمتاب؛
« باغ های کندلوس » ــ ساخته ایرج کریمی ۱۳۸۳
کله سحر
قل قل سماور
غلغله گنجشکان
های... ذلیل مُرده ها
من دم نکشیده ام
شما چرا می ریزید؟!
اکبر اکسیر
اما تصمیم چاقو٬
تعریف سیب بود.
فراز بهزادی
بعضی از انسان ها خونسرد هستند
بعضی دیگر خونگرم
اما من، آدم افراطی هستم
و حسابی خونسرد هستم
تا اینکه سردم می شود
سرما می خورم
و سینوس های سرم عفونت می کند
می خواهم مشکلشان را حل کنم
یک منهای کسینوس دو ایکس به دست می آید
معادلات برهم خورد
ریاضیات اختراع شد.
شهاب حسن وند
حوای من
سیب عشقم را بچین
شاید که بعدها
نیوتنی فارغ از غم ها
جاذبه تو را
در سیب کال
کشف کند...
محمدصادق رزمی
لب ها
ایستگاه کلمات اند
از ترکیب های کلیشه ای
گله کلمات
پناهگاه کلمات
دشت کلمات
معاشقه آفتاب و ایوان...
آرش نصرت الهی
من سالهای سال مُردم
تا اینكه یك دم زندگی كردم
تو میتوانی
یك ذره
یك مثقال
مثل من بمیری؟
قیصر امین پور

بهار ما کرم کتاب ها با شلیک توپ اول سال شروع نمی شود. بهار ما اول فروردین نیست. درست در میانه های اردیبهشت قرار دارد؛ روزی که نمایشگاه کتاب شروع می شود...
همه از آن خانه رفته ایم
تسبیح که پاره شد
هر کدام گوشه ای افتادیم
ما دیگر نمی خندیم
ما حرف نمی زنیم
کسی که آلبوم را می گشود
می گفت ما مُرده ایم.
علی الفتی
پدرم نت های این تصنیف آذری
مادر نشسته در دستگاه سه گاه
من بین روز و روزنامه ایستاده ام
زیر زنده باد و کنار نان نیمه برشته
صدا بده آقای راننده
صدا بده!
آرش نصرت الهی
راهی است میان ما
نه تو می آیی
نه من می توانم بروم
این جاده برای نرسیدن بود.
کیوان مهرگان
کشتی ها از توفان می ترسند
کوه ها از فوران...
جنگل از آتش...
و دریا ها از خشکسالی...
همیشه چیزی برای ترس وجود دارد،
اگر تو نباشی. . .
سید حسین متولیان
پروانه
از گلی به گلی
باد
از درختی به درختی
من
از کوچه ای به کوچه ای.
ابراهیم اکبری دیزگاه
خنده ها
پارچه ای سپید روی زخم
نگاه کن
به سرخی بغضی که در گلو دارم.
یاور مهدی پور
میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم
که آشکارا در پرده کنایت رفت
مجال ما همه این تنگ مایه بود و
دریغ که مایه، خود در وجه این
حکایت رفت
الف.بامداد
شیرین ترین بوسه ام
ارزانی لبانت باد
که تو
گوارا ترین طعم شکست بودی!
محمدحسین همافر
تولدت مبارک؛

چه اسفندها ... آه
چه اسفندها دود کردیم!
برای تو ای روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها می رسی
از همین راه.
قیصر امین پور (۱۳۸۶ ــ ۱۳۳۸)
ـ داوود (پرویز پرستویی): میدونی اینجا مین کاشتن؟!
ـ محبوبه (آزیتا حاجیان): غلط کردن که کاشتن، از کی اجازه گرفته بودن؟
اینجا زمین ماست، هر چی خودمون بخوایم بعدا میکاریم!
روبان قرمز ـ ساخته ابراهیم حاتمی کیا ۱۳۷۷