تبليغاتX
آن روز هیچ وقت نرسید
آن روز جهان سرش را روی شانه های تو گذاشته بود، آن روز جهان خوشبخت بود
 

هیچ فکر نمی کردم

به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم

دیگر کسی به سراغم نیاید

قلبم شتابان می زند

شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام

و من تنهایی ِخود را در آغوش میکشم

تنها ماندم . . .

+ نوشته شده در  جمعه 29 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

از کوه پایین می آیی

کوزه در آب می زنی

و من پایین رودخانه منتظرم

آب تصویری از تو

را با خود بیاورد.

علیرضا نوری همدانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

وقتی می رسی

رفتگر جارویم کرده است

برگ ها وقت ریختن

منتظر نمی مانند.

کیوان مهرگان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

جای صندلی ها را عوض می کنی

جای شمعدانی ها

                    گلدان ها ...
و برای من

      تنها به اندازه یک آغوش از یاد رفته

                                جا می گذاری...


مرتضی بخشایش

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

از فردوسی تا فردوسی پور چند گل عقبیم؟

گلسرخی شاعر بود

آنقدر کف زدیم تا اعدام شد

گل آقا طنز می نوشت

آنقدر سوت زدیم تا دق کرد

تماشاگران عزیز! نه کف بزنید، نه سوت

اگر کارتون دوست دارید

لطفا کانال خود را عوض کنید

من یکی شنا بلد نیستم

هرچند طرفدار تیم ملوانم!

اکبر اکسیر

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

پرواز کنسل شد

یوسف به کنعان ماند

عشق زلیخا خود به خود ول شد.

سیدعلی میرافضلی

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

از وقتی لباس لیاقت پوشیده، توی رخت خودش نیست.

عباس گلکار ــ کاریکلماتور

+ نوشته شده در  جمعه 22 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

خزر معصومی ـ محمدرضا فروتن

در دامنه ها، ذهنی روشن دارند...

و چه ساده ست حساب دنیا

یک نارنج به علاوه یک مشت خاک و نهر آب

با درخت و سایه اش،

می شود حاصل:

آفتاب عالمتاب؛

« باغ های کندلوس » ــ ساخته ایرج کریمی ۱۳۸۳

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

کله سحر

قل قل سماور

غلغله گنجشکان

های... ذلیل مُرده ها

من دم نکشیده ام

شما چرا می ریزید؟!

اکبر اکسیر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

اما تصمیم چاقو٬

   تعریف سیب بود.

فراز بهزادی

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

بعضی از انسان ها خونسرد هستند

بعضی دیگر خونگرم

اما من، آدم افراطی هستم

و حسابی خونسرد هستم

تا اینکه سردم می شود

سرما می خورم

و سینوس های سرم عفونت می کند

می خواهم مشکلشان را حل کنم

یک منهای کسینوس دو ایکس به دست می آید

معادلات برهم خورد

ریاضیات اختراع شد.

شهاب حسن وند

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

حوای من

سیب عشقم را بچین

شاید که بعدها

نیوتنی فارغ از غم ها

جاذبه تو را

در سیب کال

کشف کند...

محمدصادق رزمی

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

لب ها

ایستگاه کلمات اند

از ترکیب های کلیشه ای

گله کلمات

پناهگاه کلمات

دشت کلمات

معاشقه آفتاب و ایوان...

آرش نصرت الهی

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

من سال‌های سال مُردم

تا اینكه یك دم زندگی كردم

تو می‌توانی

یك ذره

یك مثقال

مثل من بمیری؟

قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

نمایشگاه کتاب

بهار ما کرم کتاب ها با شلیک توپ اول سال شروع نمی شود. بهار ما اول فروردین نیست. درست در میانه های اردیبهشت قرار دارد؛ روزی که نمایشگاه کتاب شروع می شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

همه از آن خانه رفته ایم

تسبیح که پاره شد

هر کدام گوشه ای افتادیم

ما دیگر نمی خندیم

ما حرف نمی زنیم

کسی که آلبوم را می گشود

می گفت ما مُرده ایم.

علی الفتی

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

پدرم نت های این تصنیف آذری

مادر نشسته در دستگاه سه گاه

من بین روز و روزنامه ایستاده ام

زیر زنده باد و کنار نان نیمه برشته

صدا بده آقای راننده

صدا بده!

آرش نصرت الهی

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

راهی است میان ما

نه تو می آیی

نه من می توانم بروم

این جاده برای نرسیدن بود.

کیوان مهرگان

+ نوشته شده در  شنبه 9 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

کشتی ها از توفان می ترسند

کوه ها از فوران...

جنگل از آتش...

و دریا ها از خشکسالی...

همیشه چیزی برای ترس وجود دارد،

اگر تو نباشی. . .

سید حسین متولیان

+ نوشته شده در  جمعه 8 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

پروانه

از گلی به گلی

باد

از درختی به درختی

من

از کوچه ای به کوچه ای.

ابراهیم اکبری دیزگاه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

خنده ها

پارچه ای سپید روی زخم

نگاه کن

به سرخی بغضی که در گلو دارم.

یاور مهدی پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

میان ماندن و رفتن حکایتی کردیم

که آشکارا در پرده کنایت رفت

مجال ما همه این تنگ مایه بود و

دریغ که مایه، خود در وجه این

حکایت رفت

الف.بامداد

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

شیرین ترین بوسه ام

ارزانی لبانت باد

که تو

گوارا ترین طعم شکست بودی!

محمدحسین همافر

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 
تولدت مبارک؛


قیصر امین پور


چه اسفندها ... آه

چه اسفندها دود کردیم!

برای تو ای روز اردیبهشتی

که گفتند این روزها می رسی

                       از همین راه.

قیصر امین پور (۱۳۸۶ ــ ۱۳۳۸)

+ نوشته شده در  شنبه 2 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  | 

 

ـ داوود (پرویز پرستویی): میدونی اینجا مین کاشتن؟!

ـ محبوبه (آزیتا حاجیان): غلط کردن که کاشتن، از کی اجازه گرفته بودن؟
 اینجا زمین ماست، هر چی خودمون بخوایم بعدا میکاریم!

روبان قرمز ـ ساخته ابراهیم حاتمی کیا ۱۳۷۷

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت   توسط م.کوچک  |